شعله ای روشن در تاریکی شب

همه جا تاریک است، تاریکِ تاریک، به دنیال نور می کردم، به دنیال روشنایی، هوا سرد است، گرما می خوام، من، پروانه ای کوچک، در این تاریکی، به دنبال روزنه ای نور و ذره ای گرما، به این سو و آن سو می روم.

از دور، نوری می بینم، به سمتش می روم، شمعی در حال سوختن است که شعله ی آن، نور کم و ضعیفی به اطراف می تاباند.

می چرخم، می چرخم و می چرخم، به دور شم و سایه ی خودم را رو روی زمین می بینم، شعله، گرم و نورانی است، به راستی، شعله از چیست؟

به شعله نزدیک تر می شوم، گرمایی خوشایند وجودم را فرا می گیرد، نور آن بر روی بال هایم افتاده و زیبایی آن ها را دو چندان می کند.می خواهم شعله را لمس کنم، بازهم به او نزدیک می شوم، حالا، کمترین فاصله ای با شعله ندارم، ناگهان، سوزشی جان گداز را در بال هایم حس می کنم، بال هایم شعله ور شده اند، به سرعت بال هایم را در هوا تکان می دهم، سریع تر، سریع تر و سریع تر، اما، شعله هر لحظه بیشتر می شود و بال هایم، سوخته تر...

بال هایم را از دست داده ام، دیگر، نمی توانم پرواز کنم، شعله ی شمع، برخلاف نور زیبا و تحریک کننده اش، گرمایی سوزنده داشت، شعله، مثال تمام آدم هایی است که با ظاهری زیبا، باطن پلید، خطرناک و زشت خود را پنهان کرده و پروانه های زیادی را در دام خود می اندازند.

(سنجاقی نوشت:این هم از اون انشا هاییه که خانوم معلم یه بیست تپل مپل گذاشته پاش.)

۱۵:۳۳
mahoor nikjoo
۱۵ ارديبهشت ۹۶ , ۱۵:۳۴
لایییییییییییییییییییک :)

پاسخ :

مرسی عزیز
سام نجفی نیا
۱۵ ارديبهشت ۹۶ , ۱۵:۴۱
با سلام 
وبلاگ خوبی دارید 

اگه تمایل به فالو کردن برای بهتر دیده شدن بودین بهم اطلاع بدین 

با تشکر 

پاسخ :

سلام
:- l
Bahar 1999
۱۵ ارديبهشت ۹۶ , ۱۶:۰۹
زیباستツ

پاسخ :

ممنون گلم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

نوشته های سنجاق قفلی

از مهرِ دوستانِ ریاکار خوش تَر است *** دشنام دُشمَنی که چو آیینه راستگوست

تقدیر هرکسی با یک انتخاب آغاز می شود، اما انتخاب های بعدی دیگر دست انسان نیست.
یقین دارم تقدیر من نوشتن احساسات نهفته در دل نوشته هایم است و تقدیر تو خواندنش و این طور می شود که من و تو دیگر باهم فرقی نداریم.
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan