۲ مطلب با موضوع «آقا...» ثبت شده است

تاریخ دگر باره تکرار می شود!

تاریخ دگر باره تکرار می شود!
عصر جاهلیت بود، دور از چشم شاهنشاه، مردی با سیرتی پیامبر گونه دین خدا را آورد، مردمی که همچو بردگان سیه چرده ی قبیله هایی همچون قریش، به دستان بی رحم حکومت پهلوی گرفتار شده بودند، او را همراهی کردند، محمدرضا شاهی که بی تفاوت با ابوسفیان، بزرگ بت پرستان و قبایل عرب نبود، آن مرد بزرگ را به جایی که میتوان آن را به شعب ابوطالب نیز تشیبه کرد، تبعید کرد.
پس سختی های زیادی که این مرد پیامبر گونه متحمل شد، انقلابی بزرگ برپا شد، با یاری مردمی که بی شباهت با تازه مسمانان نبودند. روزهای خوشی بود، مردم هنوز طعم شیرینی یک جمهوری اسلامی را نچشیده بودند که جنگ هشت ساله ای به پا شد که شاید نا مرتبط با جنگ های خیبر، خندق و احد نبود...
بزرگ مرد قصه ی ما، سر انجام در چهاردهم خردادماهی غم انگیز، دیده بر جهان فرو بست و با رحلت خود، اشک از چشم ها روانه کرد...
ابوبکر مانندی که سال ها خود را پیرو آن بزرگمرد جلوه می داد، در دل آرزوی خلافت داشت و در اصل منافقی بیش نبود، به آرزویش که رهبری به جای آن بزرگمرد بود نرسید و دگر باره علی بود که رهبر اصلی مردم شد.
ابوبکر مانند قصه ی ما، با رای مردم کشوری که همچو بیعت کنندگان سقیفه ی مدینه ظاهربین بودند به مقام ریاست جمهوری رسید.بعد ها معلوم شد رئیس جمهور ابوبکر مانند، آن چیزی نیست که مردم اننتظارش را داشتند، هرچند که بعضی تاکنون هم این را نفهمیده اند...
عُمَر مانندی هم عقیده با ابوبکر مانند قصه ی ما پس از او رئیس جمهور شد، برخلاف ابوبکر مانند که ساکت و آرام بود و بر خلاف درونش خوش سیرت جلوه می کرد، عمر مانند تازه به مقام رسیده تندرو تر بود و شاید، سیاستش را نداشت.
روزگار ما گذشت و گذشت، حال پس از سال ها عثمان مانندی به خلافت رسیده است و ما، همچنان منتظر عملکرد عثمان مانند اصلاح طلبمان هستیم، به امید آنکه خلافت علی مانندی پس از عثمان فرا رسد...




سنجاقی نوشت1:امیدوارم خوب تونسته باشم تاریخ رو با سیاست مخلوط کنم، از زبون یک اصولگرا.

سنجاقی نوشت2:تازه دارم معنی حرف عقل مردم به چشمشونه رو می فهمم!

سنجاقی نوشت3:همه جور برداشت آزاده برای شما عزیزان.هرجوری هم دوست دارید انتقاد کنید، هرچند که ما مثل بعضی ها نیستم که مقابل انتقادهای زیاد سکوت کنیم!

سنجاقی نوشت4:خیلی حسرت میخورم، از این که چرا نتونستم رای بدم.از این که چرا سنم قانونی نیست، و مهمتر از همه اینکه تولدم 5خرداده و میترسم دوره بعدی هم بخاطر چند روز از انتخابات عقب بمونم!

سنجاقی نوشت5:حضرت علی علیه السلام در مورد سکوتشان در زمان خلافت ابوبکر فرمودند:*سکوت من همچو استخوانی در گلویم بود که نه می توانستم آن را فرو دهم، نه می توانستم آن را بیرون بیاورم.*

سنجاقی نوشت6:چقدر مظلومیت وغربت مقام معظم رهبری سید علی خامنه ای منو یاد امام علی علیه السلام میندازه!

سنجاقی نوشت7:نمیخواستم این وبگاه ادبی رو با سیاست مخلوط کنم، اما بعضی حرف ها رو نمیشه تو سینه نگه داشت!

سنجاقی نوشت8:قول میدم این آخرین باری باشه که پی نوشت ها اینقدر زیاد میشن!

سنجاقی نوشت9:رحلت امام خمینی(ره) رو به همه ی مردم ایران تسلیت میگم.


  • سنجاق قفلی
  • يكشنبه ۱۴ خرداد ۹۶

تو که بهترینی...

دنیا همین است،
همین،
هرچه بدتر باشی،
بیشتر برای خودت سرگرمی داری،
دلت (در این دنیا) خوش تر است،
کسان بیشتری دوستت دارند،
جایگاه(دنیوی) ات بالاتر است،
و...
هرچه خوب تر باشی،
دلت کمتر خوش است،
به دنیا،
به آدم هایش،
کمتر کسی به تو حتی نگاهی می اندازد،
و نزد انسان های ایمان خراب دنیا،
جایگاهی نداری وهمین بهتر که نداشته باشی،
آقای من،
تو که بهترینی،
در این دنیا،
در این تنهایی،
چه میکنی،
و چه میکشی...

اللّهم عَجِّل لِوَلیِکَ الفَرَج...

الهی آمین

  • سنجاق قفلی
  • دوشنبه ۱۱ ارديبهشت ۹۶
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام.

قراره اینجا به نویسندگی بپردازم.تا الان چند تا از دل نوشته هام رو گذاشتم،

آثار ادبیم، مثل داستان های کوتاه، رمانم، متن های کوتاه و... رو بذارم.

خوشحال میشم اگه وبلاگمو دنبال کنید.

ممنون که هستید...

با احترام، سنجاق قفلی.
نویسندگان