خوش به حال شازده کوچولو...

.

حسرت می خورم به حال شازده کوچولو!

وقتی از گلش خسته شد، پرنده هایی بودند که او از آن ها کمک خواست تا از اخترک بیرونش ببرند و از شر غر غر های گلِ مغرورش راحت شود. بعد هم که به زمین آمد، به روباهی برخورد که منتظر اهلی شدن بود، منتظر یک دوست خوب،روباهی که می خواست اهلی شود تا زندگی اش بی هدف نباشد.


اما وقتی به خودم نگاه می کنم، می بینم تمام کسانی که دوستشان داشته ام، مثل گل شازده کوچولو مغرورند، مرا برای دوست داشتن نمی خواهند برای رسیدن به اهدافشان می خواهند، می بینم تمام کسانی که با آن ها از صمیم قلب صادق بوده ام، بزرگترین دروغ ها را بی هیچ عذاب وجدانی گفته اند و مهمترین اتفاق هایی که به من مربوط است را از من پنهان کرده اند.

از اخترکم خسته شده ام، ای کاش پرنده هایی بودند، که مرا از اخترکم به سیاره ای دیگر می بردند، سیاره ای که کینه و حسادت در آن هیچ جایی نداشته باشد...
۱۰:۰۱
استاد بزرگ
۰۸ تیر ۹۷ , ۱۰:۱۷
تنها دلیل اینکه همه از شازده کوچولو خوششون میاد همینه که خیلی راحت باهاش ارتباط برقرار میکنند ...

فکر نکنم سیاره ای باشه که کینه و حسادت درش وجود نداشته باشه.
:)
rain man :|
۰۸ تیر ۹۷ , ۱۰:۲۴
واقهن خوش ب حال شازده کوچولو....
خراطین
۰۸ تیر ۹۷ , ۱۱:۰۴
سلام من خیلی اتفاقی از گوگل اومدم 
.
با اجازتون من اینجا تو واتس اپ برای دوستم فرستادم 
.
ممنونم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

نوشته های سنجاق قفلی

از مهرِ دوستانِ ریاکار خوش تَر است *** دشنام دُشمَنی که چو آیینه راستگوست

تقدیر هرکسی با یک انتخاب آغاز می شود، اما انتخاب های بعدی دیگر دست انسان نیست.
یقین دارم تقدیر من نوشتن احساسات نهفته در دل نوشته هایم است و تقدیر تو خواندنش و این طور می شود که من و تو دیگر باهم فرقی نداریم.
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan